سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت  
  سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت  
  سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت  
  سفیر ولایت        پنج شنبه 18 شهریور 1389 :|: Thu 9th Sep 2010 سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت  
  
    منوي اصلي  
   
 

    مطالب تصادفی  
   
جلسات تفسیر آیت الله نمازی
[ جلسات تفسیر آیت الله نمازی ]

·درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و سی و ششم
·درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و سی و پنجم
·درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و سی و چهارم
·درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و سی و سوم
·درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و سی و دوم
·درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و سی و یکم
·درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و سی ام
· درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و بیست نهم
·درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و بیست هشتم
 


  درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و چهاردهم

جلسات تفسیر آیت الله نمازی   متن كامل مربوط به اين جلسه را می‌توانيد از اينجا دانلود كنيد


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد(ص) و علي آله الطيبين الطاهرين، الّلهم أخرجنا من ظلمات الوهم و أكرمنا بنور الفهم، الّلهم افتح أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و ارفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا رب العالمين.

بحث جلسه گذشته پیرامون آیه شماره 112 از سوره مبارکه‌ی بقره بود، جملات، واژه‌ها و پیام آیه را بیان کردیم ولی در ذیل آیه یک نکته باقی ماند که با حول و قوه الهی در این جلسه به آن می‌پردازیم.
آیه 112 :
﴿ بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴾
آرى هر كس كه خود را با تمام وجود به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد پس مزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد.
در جلسه گذشته اشاره کردیم که در قرآن از طوایفی نام برده شده که برای آن‌ها عبارت " َلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ " به کار رفته است. یعنی در آخرت هیچ ترس و حزنی ندارند. "يَحْزَنُونَ "، فعل مضارع و مستقبل است و مربوط به آینده است، گروه‌هایی هستند که خوفی برای ایشان نیست و در آینده حزن و اندوهی نخواهند داشت.
یک روایت از وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) وجود دارد که آقا بعد از واقعه شورای سقیفه بیان فرمودند. عده‌ای بعد از رحلت پیامبر(ص) آمدند و کمیسیون تعیین رهبری تشکیل دادند. آقا امیرالمؤمنین(ع) مشغول اعمال تغسیل و تدفین پیامبر(ص) بود و آن‌ها مشغول تعیین خلیفه بودند. بعد از این واقعه، آقا خواستند روشنگری کنند، چون آقا نیاز به منصب دنیایی نداشتند، دنیا با همه متعلقاتش در نگاه ائمه(ع)، حقیر و پست است، اگر چیزی را می‌پذیرند، برای انجام وظیفه و خدمت به اسلام و مسلمانان است. علی(ع) نگران پست خلافت نبود بلکه می‌خواست روشنگری کند و حجت را برای آن‌ها و آیندگان بیان کند که حق کیست و حق کجاست و چه کسی شایسته منصب ولایت و رهبری است؟ به این خاطر بود که آقا امیرالمؤمنین(ع) خطاب به کسانی که تعیین رهبری کردند، فرمودند: من شما را قسم می‌دهم، آیا در میان شما کسی هست که مطالبی که پیامبر در حق من گفته است، در مورد او گفته باشد؟ پیامبر به من فرمود:
1- علی جان؛ اهل ولایت تو و کسانی که پیرو ولایت تو هستند، در روز قیامت از قبرهایشان خارج می‌شوند در حالی که بر شترانی سفیدرنگ سوارند و نور از بندهای نعلینشان تلؤلؤ می‌کند.
2-‌ بر پیروان تو مواقف و ایست و بازرسی‌هایی که در قیامت وجود دارد، آسان است و آن‌ها کارت سبز دارند و به راحتی از این مواقف عبور می‌کنند.( در قیامت به ازای هر فریضه و هر منکری، یک ایست و بازرسی هست که فرشتگان اعمال بندگان از قبیل نماز، روزه، خمس و زکات، امر به معروف و نهی از منکر و ... را چک می‌کنند.)
3- همه سختی‌های قیامت از پیروان تو برداشته شده است و دارای امان‌نامه هستند. تمام غصه‌ها و حزن‌ها از آن‌ها قطع شده است، مسیرها را عبور می‌کنند تا به سایه عرش الهی می‌رسند، در آن‌جا فرشتگان از آن‌ها پذیرایی می‌کنند و پیش رویشان سفره می‌اندازند. آن‌ها مشغول خورد و خوراک می‌شوند تا زمانی که اهل قیامت از حساب، فارغ شوند.
4- در قیامت همه ترسناکند و خوف همه را می‌گیرد ولی کسانی که اهل ولایت علی بن ابیطالب(ع) هستند، خوف و حزنی ندارند، همه محزون و سر در گریبانند، همه مدیون و بدهکار می‌شوند ولی پیروان ولایت تو غصه‌ای ندارند.
سپس حضرت فرمودند: آیا کسی در میان شما هست که پیامبر چنین خصوصیاتی را در مورد او گفته باشد؟ گفتند: نه، به خدا سوگند ما کسی به غیر از تو را سراغ نداریم که پیامبر در مورد پیروانش گفته باشد: " لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ".
بنابراین جمله " لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ " در مورد شیعیان امیرالمؤمنین(ع)صادق است و این مقام بر شیعیان مبارک باد.
آیه 114 :
﴿ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴾
و كيست ظالم‌تر از آن كس كه نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ويرانى آنها بكوشد آنان حق ندارند جز ترسان‏لرزان در آن [مسجد]ها درآيند در اين دنيا ايشان را خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است.
توضیح واژه‌ها:
1- "وَمَنْ أَظْلَمُ ": "مَنْ " از نظر ترکیب ادبی، مبتداست و اَظْلَم، خبر است. اَظْلَم از واژه ظلم( ظَلَمَ، یَظْلِمُ، ظالِم و مظلوم) و اسم تفضیل است، ظالم یعنی ستمکار و اظلم یعنی ستمکارتر، مثل عالم و اعلم که عالم یعنی دانا و اعلم یعنی داناتر.
2-  مَسَاجِد" جمع مسجد است، مسجد یعنی محل سجده و جایی که بندگان خدا حضور پیدا می‌کنند و خدا را عبادت و بندگی می‌کنند.
3- "سَعَى فِي خَرَابِهَا" یعنی کسانی که برای حضور بندگان و موحدان در مساجد مزاحمت ایجاد می‌کنند و تلاش می‌کنند که مساجد را ویران کنند. تخریب مساجد و اماکن مقدسه به دو صورت است؛
الف) فیزیکی: مساجد را ویران می‌کنند، همان‌طور که وهابی‌ها قبور ائمه بقیع و حرمین شریفین امامین عسکریین(ع) را تخریب کردند، هندوهای تندرو در هند، مسجد بابری مسلمانان را تخریب کردند، همان‌گونه که امروز هم صهیونیست‌ها( همین دیروز) به بیت‌المقدس یورش می‌برند.
ب) غیر فیزیکی: گاهی تخریب مساجد فیزیکی نیست بلکه به صورتی است که اجازه نمی‌دهند کسی در مسجد حضور پیدا کند، درب مسجد را قفل می‌زنند و مسجد را از کارآیی می‌اندازند. همان‌طور که در زمان شاه، درب بعضی از مساجدی که پایگاه انقلابیون بود را قفل می‌زدند. در این مورد، مسجد را از عمران و آبادی می‌اندازند و تعطیل می‌کنند.
4- "خِزْي" به معنی خواری و ذلت است.
در این آیه خداوند می‌فرماید: "وَ سَعَى فِي خَرَابِهَا" ؛ کسی که سعی در تخریب مساجد دارد، ستمکارترین افراد است، چرا؟ برای این‌که مساجد مرکز اداء حقوق است( حق‌الله و حق‌الناس). حق‌الله یعنی خداوند بر بندگانش حقوقی دارد، وظیفه مخلوق است که در برابر خالق خود، بندگی کند، وظیفه مرزوق است که در برابر رازق خود بندگی کند و حق‌الناس یعنی مردم حق دارند از مسجد استفاده کنند، کسانی که مساجد را تخریب یا تعطیل می‌کنند هر دو حق را تضییع می‌کنند.
ممانعت از حضور موحدان در مساجد و یا سعی در تخریب، گاهی مستقیم است و گاهی با واسطه است. گاهی جریان و یا حکومتی، مستقیماً مساجد را تعطیل یا تخریب می‌کنند و گاهی دستور تخریب و یا منع ورود می‌دهند مثلا عده‌ای را مأمور می‌کنند تا مساجد را تخریب یا تعطیل کنند.
5- " أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ " یعنی از ذکر خدا در مساجد ممانعت می‌کنند. در ذهن عموم ذکرالله، گفتن الله‌اکبر، سبحان‌الله و ... است در صورتی که ذکر زبانی یک قسم از اقسام ذکرالله است. معنای ذکر خدا، هر چیزی است که وسیله وصل شدن انسان به خدای سبحان باشد مثلا شما در جای خلوتی نشسته‌اید و درباره عظمت، غفاریت و خالقیت خدا فکر می‌کنید، شما در حال عبادت هستید. کسی که در نماز است، در حال ذکر خداست. امام(ره) فرمودند: نماز، بلندترین فریادهاست. پس ذکر، اختصاص به ذکر زبانی ندارد بلکه هر کاری که انسان را متصل به خدا کند، ذکر است. اگر شما در آستانه میلاد پیامبر اکرم(ص) و آقا امام صادق(ع) و در آستانه سال جدید و عید نوروز، شبانه و به صورت پنهان و مخفی، کالاها و یا مبالغی را فراهم کنید و به خانه کسانی که نیازمند هستند، ببرید، این کار ذکر خداست. چه ذکری بالاتر از این است که شما دل چندین نفر از خانواده‌هایی که غصه دارند که عید چکار کنند را شاد کنید؟
بنابراین ذکر خدا هر کاری است که باعث رضایت خدا شود. اگر شما ذکر زبانی انجام دهید، فقط خودتان نفع می‌برید و به دیگران بهره‌ای نمی‌رسانید ولی کمک به نیازمندان، ذکری است که دیگران هم منتفع می‌شوند. پس ذکر خداوند اختصاص به ذکر زبانی ندارد بلکه هر عملی که موجب طاعت و بندگی و تحصیل رضای پروردگار شود، ذکرالله است.
توضیح و تفسیر آیه:
تعبیر " وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ" تعبیری است که در 16 آیه از آیات قرآن آمده است. مجال ذکر تمام این آیات نیست ولی به جمعبندی آن‌ها اشاره می‌کنم. این تعبیر گاهی با "مَنْ أَظْلَمُ " و گاهی با تعبیر " فََمَنْ أَظْلَمُ " شروع می‌شود.
چند آیه از این 16 آیه مربوط به کسانی است که به خدا افتراء می‌زنند و نسبت‌های غیرواقعی می‌دهند.
1-آیه 144سوره انعام: ﴿ ... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴾
2-آیه 18 سوره هود: ﴿ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا ... ﴾
3-آیه 15 سوره کهف: ﴿ ... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ﴾
4-آیه 7سوره صف: ﴿ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الْإِسْلَامِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴾
پیام این چهار آیه این است که دسته‌ای از ستمکارترین افراد، کسانی هستند که به خدا نسبت کذب می‌دهند.
دسته دوم، گروهی هستند که حقایق را کتمان می‌کنند، مسائل را می‌فهمند ولی یا از روی ترس و یا حسادت و یا اهداف سیاسی، حقایق را نمی‌گویند.
1-آیه 140 سوره بقره: ﴿ ... وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴾
در روایات در باب قضاوت داریم که اگر کسی از واقعه‌ای اطلاع دارد و حاکم شرع و قاضی او را برای شهادت احضار کرد، بر او واجب است که شهادت بدهد و حقیقت را بگوید، ولی اگر حقیقت را کتمان کند، ستمکار است. گاهی هم بعضی افراد کتمان نبوت می‌کنند، در صدر اسلام اهل کتاب و علمای یهود و مسیحیت می‌دانستند که وجود مبارک نبی اکرم(ص)، فرستاده خدا و خاتم النبیین است ولی از روی حسادت و تعصبی که داشتند،( می‌خواستند آخرین پیامبر از نسل یهود باشد نه از نسل عرب) حقیقت نبوت پیامبر را کتمان می‌کردند.
از مصادیق دیگر طوایف اَظْلَم در قرآن، کسانی هستند که ادعای نبوت و پیامبری می‌کنند. مثلا خداوند در سوره انعام آیه 93 می‌فرماید: ﴿ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ ... ﴾ : كيست ‏ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد يا مى‏گويد به من وحى شده در حالى كه چيزى به او وحى نشده باشد و آن كس كه مى‏گويد به زودى نظير آنچه را خدا نازل كرده است نازل مى‏كنم ... .
نتیجه این‌که در قرآن از چند گروه به عنوان ستمکارترین افراد نام برده شده است که یکی از آن‌ها، گروهی هستند که مردم را از ورود به مساجد منع می‌کنند و سعی در تخریب پایگاه‌های الهی دارند.
شأن نزول این آیه( 114 سوره مبارکه بقره) را در جلسه بعد توضیح خواهیم داد.
" والحمد لله و صلي الله علي سيدنا محمد و آل محمد"
« اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
" اللهم انا نسئلك و ندعوك باسمك العظيم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاكرم يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله"
" يا رحمنُ يا رحيم يا ارحم الراحمين يا مجيب دعوة المضطرين و يا غياث المستغيثين یا من هو بالمنظر الاعلی و بالافق المبین یا من لیس کمثله شئ و هو السمیع البصیر"
ای خدای بزرگ: شأن و وظیفه بندگی، درخواست و خواهش و تقاضای از سید و مولاست، ما از این‌که مکرر از تو بخواهیم اصلا خجالت نمی‌کشیم، شما خودت به ما امر کردی و ما را تشویق کردی که ای بنده من؛ هر چه می‌خواهی به درگاه من بیا و مرا بخوان، خودت فرمودی: اُدعونی استجب لکم، اما گاهی هم خطاها و اشتباهاتی هم هست و ممکن است برخی گناهان مانع از صعود دعاهای ما به آسمان شوند ولی ما از این خطاها هم استغفار می‌کنیم: « استغفرالله ربی و أتوب الیه استغفرالله الذی لا اله الا هو الرحمن الرحیم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه »
ای خدای رازق قادر مجیب رئوف؛ تو را به عزت و عظمتت، به رحمت و رحمانیتت و به همه اسماي حسنايت و به همه انبياء و اولياء به‌ويژه به محمد و آل محمد(ص) قسمت مي‌دهيم؛
هر چه زودتر در فرج آقا و سيد و سالار حضرت ولي عصر(ارواحنا فداه) تعجيل بفرما،
بارالها: همه ما را از ياران عالم، عارف، زاهد و عابد، مجاهد و رزمنده در ركاب آن حضرت قرار بده،
خداوندا؛ باب‌هاي مدائن معرفتت را به سوي دلهاي ما بگشا،
مرگ ما را شهادت در راه خودت، زیر پرچم نبیّت، در کنار اولیائت مقرر بفرما.
بارالها؛ جامعه ما، ملت ما، سرزمین ما همچنان نیازمند به نزول باران رحمت تو هستند،
﴿ وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ ﴾
پروردگارا؛ هر چه زودتر باران رحمتت را به مقدار نیاز ملت ما، نازل بفرما.
دل‌های ما را سرشار از معرفت و محبت و عشق خودت و اولیائت قرار بده،
محبت دنيا و زخارف و زينت‌هاي دنيا را از دل‌هاي ما اخراج بفرما،
پروردگارا؛ ما را اهل انس به قرآن، عالم به معارف قرآن و عامل به حقايق قرآن قرار بده.
روح و رحمت و رضوان واسعه‌ات را بر روح بلند امام، شهداء، گذشتگان، ذوي‌الحقوق، آباء و امهات و
اجداد ما، عالمان دين، مؤلفان و مروجان و مصنفان علوم الهيه نازل بفرما.
امت اسلامی، مقام معظم رهبری و ملت ما را بر دشمنانشان پیروز بفرما.


«رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات »



منبع : پایگاه اینترنتی سفیر ولایت
 ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 19 اسفند، 1388 توسط al-hasan

 
   
[ شما در اين سايت مهمان هستيد .ورورد به سیستم / عضویت در سایت ]

نام:


آدرس اینترنتی:
//:http

پست الکترونیکی:


نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید
[ بازگشت ]
 

    پیوندهای مرتبط  
   · مطالب بیشتر در مورد جلسات تفسیر آیت الله نمازی
· سایر مطالب نوشته شده توسط al-hasan


پربازدیدترین مطلب در زمینه جلسات تفسیر آیت الله نمازی:
درس تفسير نماينده‌ي مقام معظم رهبري و امام جمعه‌ي كاشان، حضرت آيت‌الله نمازي، جلسه‌ي پنجاه و هفتم

 

    امتیاز دهی به مطلب  
   
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

    انتخاب ها  
   
 چاپ این مطلب چاپ این مطلب

 
   
طراحی و اجرا : گروه نرم افزاری سی زان صفحه اصلی | پرسش و پاسخ | تماس با ما All Right Reserved By SafireVelaayat.ir